|
سلام به شما همه دوستان عزیز امروز چند تا آکورد جدید براتون می زارم در قسمت آکورد های گیتار وبلاگ . امیدوارم که با احساس بنوازید ... شادمهر====>>>> محال سیاوش قمیشی====>>>>> تصور کن محسن چاووشی ====>>>> خود کشی محسن چاووشی ====>>>> کلاف در ادامه مطلب قبل راجع به نوشتن همراهی برای ملودی، یکبار دیگر به ملودی آماده شده نگاه کنید. فرض را بر این میگذاریم که ملودی ما دارای تونالیته هست لذا باید سعی کنیم تونالیته آن را پیدا کنیم. - البته این فرض غلطی نیست چرا که موسیقی های بدون تونالیته را به این سادگی نمی توان درک کرد! - در بسیاری از موارد سرکلید ها کمک بسیار خوبی برای نزدیک شدن به تونالیته موسیقی هستند (اما نه همیشه). بنابر این از سرکلیدهای قطعه مشخص هست که ملودی یا در Eb ماژور نوشته شده یا در C مینور.
باز برای اطمینان اگر نت های آکورد Cm را در نظر بگیریم خواهیم دید که این نت ها در ملودی بیش از سایر نت ها تکرار شده است و تقریبا" می توانیم به جرات بگوییم که طبیعی ترین انتخاب نوشتن هارمونی برای این ملودی همان C مینور هست. دقت کنید که شما بعنوان یک آهنگ ساز میتوانید همین ملودی را در هر تونالیته یا گامی به هر صورت که بخواهید هارمونیزه کنید. این کاملا" به شما مربوط است مثلا" به راحتی می توانید روی Eb ماژور این قطعه را هارمونیزه کنید، که البته این کار کاملا" به جسارت و میزان تجربه شما وابسته می باشد.
اگر مطالب قبلی راجع به آکورد ها و نحوه انتخاب توالی آکورد ها را مطالعه کرده باشید خواهید دید که در یک گام مینور یکی از طبیعی ترین حرکت ها حرک از اول به درجه چهارم و سپس درجه پنجم و در نهایت بازگشت به درجه اول می باشد. که در رابطه با این ملودی معادل Cm-Fm-G-Cm می باشد. در صحبت های قبل گفتیم که این آکوردها (I,IV,V) از مهمترین آکوردهای هر گام میباشند و برای هارمونیزه کردن هر قطعه موسیقی می توان از آنها استفاده کرد.
شما به همین سادگی میتوانید ملودی خود را با همین توالی یعنی Cm-Cm-Cm-Cm-Fm-Fm-G-G هارمونیزه کنید، ملودی را با این آکورد ها بنوازید خواهید دید که خوش صدا جواب میدهد، اما این بهترین نیست. (حداقل باید آکورد های درجه پنجم را هفت کنید و کمی رنگ به آن ببخشید.) برای تهیه یک توالی آکورد بهتر باید ملودی را بقولی در امواج متلاطم دریای هارمونی بیندازید! کافی است که تعداد بالا و پایین رفتن ها را بیشتر کنید وحتی المقدور سعی کنید بیش از یکبار به قله – که همان درجه پنجم است – نروید چرا که در اینصورت ارزش فرود اصلی ملودی را کاسته اید. درصورتی که به این کار نیاز داشتید میتوانید از آکوردهای نزدیک به درجه پنجم مانند Bmdim یا Dm7 و ... استفاده کنید. به این شکل نگاه کنید، می توانیم چند بار بین درجات اول و چهارم حرکت کنیم و در نهایت به درجه پنجم برویم که در ارتباط با ملودی ما این توالی آکورد اینگونه خواهد شد Cm-Fm-Cm-Fm-Cm-Fm-G7-G7. (البته در شکل بدلیل کمبود جا تعداد کمتری بین درجات اول و چهارم بالا و پایین رفته ایم.)
بنابراین تا اینجا یاد گرفتیم که با بررسی مختصر ملودی می توانیم بسادگی تونالیته و در صورت نیاز گام ملودی را مشخص کنیم و نیز با طرحی که در ذهن داریم میتوانیم حرکت هارمونی را نیز مشخص کنیم. قبل از اتمام این مطلب باید ذکر شود که یک آهنگساز - بخصوص آهنگساز Jazz که موسیق او بر پایه هارمونی هست، - هرگز یک دفعه شروع به نوشتن هارمونی های پیچیده نمی کند و با ارائه طرح هارمونی از بالا به پایین هارمونی موسیقی را از ساده به سمت پیچیده سوق میدهد. منبع: http://www.harmonytalk.com/archives/000235.html سلام به دوستان عزیزی که دارن از این وبلاگ دیدن می کنند هدف ما جلب رضایت شما می باشد این وبلاگ اطلاعات جامعی در مورد موسیقی به شما می دهد ساز اصلی که در این وب در مورد آن بحث می شود گیتار است. خوب بهتره که خودم را خدمت شما دوستان معرفی کنم: من " بهنوش وزیری " هستم که این وب لاگ رو ارائه داده ام و دوست عزیزم "احسان وزیری" که تخصص اصلی اقا احسان گیتاره و اطلاعاتی رو درمورد گیتار و موسیقی در اختیار من قرار داده تا اونا رو در وب لاگ قرار بدم ... . ابتدا در مورد تئوری موسیقی توضیحی را در اختیار شما قرار می دهیم... اگه مي خواهي اطلاعاتت درباره موسيقي بالا بره حتما مطالب وب رو بخون چرا كه در هيچ وب لاگي پيدا نمى كنى ... . 1- دو صدایی که دو نت در بر دارد 2- سه صدایی که سه نت در بردارد 3- چهار صدایی که چهار نت در بر دارد 4- پنج تایی که چهار نت در بر دارد تمامی نتها به صورت همزمان نواخته میشوند در میان آکوردها، آکوردهای سه تایی کاربرد بیشتری دارنداین آکوردها از سه نت تشکیل شده اند که با فواصل معین نواخته میشوند.این آکوردها انواع مختلف دارند 1- ماژور (شاد) یا( بزرگ) 2- مینور (کوچک) یا(غمگین) 3- کاسته (diminshed) 4- افزوده (augment) 5- 4 sus 6- 2 sus در هر تنالیته آکورد اصلی سه اصل وجود دارد : تونیک، دومینانت،ساب دومینانت آکورد تونیک:روی اولین نت هر گام ساخته میشود که به همان نام خوانده میشود ساب دومینانت:روی نت درجه چهارم گام ساخته میشود مثلاً در دوماژور روی نت فا ساخته میشود دومینانت: روی درجه پنجم ساخته میشود اگر آکوردی خارج از سیستم نواخته شود به آن آکورد اتفاقی گویند که تاثیر موقتی دارد مقایسه آکوردها در یک گام: میتوان تصور کرد که آکورد تونیک صاحب گام و آکورد اصلی است دومین آکورد مهم دومینانت است که حکم مدیر داردو بعد ساب دومینانت که نقش معاون مدیر را دارد. هر آهنگی با آکورد تونیک شروع میشود و خاتمه مییابد آکورد دومینانت بر تمام گام تسلط دارد .آکورد ساب دومینانت کمک کننده آکورد اصلی است
آکوردهای چهار صدایی اگر1 پرده به آخرین نت آکوردمان اضافه کنیم آکورد شش به دست میآید. اگر 1.5 به آخرین نت آکوردمان ضافه کنیم آکورد هفت به دست میاید اگر نتی در فاصله یک پرده به اولین نت آکوردمان اضافه کنیم آکورد نهم به دست میاید آکوردهای sus : این آکورد ها از نتهای گام ماژور ساخته میگردد به این در ترتیب که در آکوردهای sus2به جای نت دوم آکورد نت دوم گام گذاشته میشود.ودر آکورد sus4 به جای نت دوم آکورد نت چهارم گام گذاشته میشود . آکوردهای افزوده(add) : این آکوردها بسیار شبیه آکوردهای sus هستند با این تفاوت که در قبال نت اضافه شده هیچ نتی از آکورد کسر نمیگردد در آکوردهای add2 نت دوم گام به آکورد اضافه میگردد و در آکوردهای add4 نت چهارم گام. آکوردهای معکوس (slash) : چنانچه اولین نت یک آکورد را آخر آکورد بگذاریم به این آکورد، آکورد معکوس اول گفته میشود.چنانچه در ادامه نت دوم آکورد را هم آخر آکورد بگذاریم ، آکورد معکوس دوم ساخته میگردد. مثلاً آکورد Am از سه نت A_C_E تشکیل شده که معکوس اول آن به صورت C_A_E ساخته شده و به صورت Am/C نوشته میشود. معکوس دوم آن به صورت E_A_C ساخته شده و به صورت Am/E نوشته میشود. آکوردهای هفت(seven) : این آکوردها از اضافه کردن نتی در فاصله سوم کوچک به آخرین نت آکورد ماژور یا مینور حاصل میگردند. آکوردهای شش(six) : این آکوردها از اضافه کردن نتی در فاصله یک پرده ای (دوم درست) به آخرین نت آکورد حاصل میگردند. آکوردهای نهم (ninth) : این آکورد از اضافه کردن نتی در فاصله یک پرده به اولین نت آکوردمان حاصل میگردند. آکوردهای سه صدایی مینور و ماژور: 1- نت پایه : اولین نت هرآکورد که نام آکورد از آن گرفته میشود
2- فاصله سوم بزرگ : فاصله برابر با دو پرده 3- فاصله سوم کوچک : برابر با یک و نیم پرده فرمول ساخت آکوردهای ماژور: نت پایه (نت اول) به فاصله دو پرده یا یک فاصله سوم بزرگ از نت دوم و نت دوم یک فاصله سوم کوچک برابر با یک و نیم پرده از نت سوم به دست میآید یعنی بین نت اول و دوم دو پرده فاصله است بین نت دوم و سوم یک و نیم پرده . فرمول ساخت آکوردهای مینور: برای اینکه نشان بدهیم آکورد مینور است جلوی آن یک m کوچک میگذاریم . قاعده آکوردهای مینور دقیقاً بر عکس آکوردهای ماژور است یعنی بین نت اول تا دوم یک و نیم پرده و دوم تا سوم دو پرده است به طور مثال در آکورد لا مینور به صورت زیر است : لا...1.5 پرده...دو ...2پرده ...می موسیقی تقسیم می شود به : عملی : مثل نواختن هر نوع ساز یا آواز خواندن نظری : علمی است که از قواعد و اصطلاحات موسیقی گفتوگو می کند . "صوت" با نوسان یک شیء - مانند میزی که بر آن مشت کوبیده یا سیمی که بر آن زخنه زده شده باشد پدید می آید . نوسلنها از راه یک واسطه به طور معمول هوا - به گوش ما منتقل می شوند بر اثر این نوسان ها پرده گوش به نوسان در می آید و پیام های عصبی یا سیگنالهایی به مغز می رسد . موسیقی - بخشی از این جهان صوتی و هنری است مبتنی بر نظام اصوات در قالب زمان . موسیقی را از راه شناخت چهار ویژگی بنیادی صداهای موسیقیایی - یعنی :زیر و بم (یا ارتفاع صوت )- دینامیک (شدت صوت )- رنگ صوتی و کشش (صوت تداوم صوت) از صداهای دیگر متمایز می سازیم (غیر موسیقیای) . ارتفاع صوت: زیر یا بم بودن آن نسبت به دیگر اصوات است . بی تردید متوجه شده اید که اغلب مردان با صدایی بم تر از زنان و کودکان صحبت می کنند و آواز می خوانند - زیر و بمی صداها با فرکانس نوسانهای آن تعیین می شود - هر چه نوسان تند تر باشد صدا زیرتر و هر چه کند تر باشد صدا بم تر خواهد بود . به طور عام هر چه شیء نوسان کننده کوچکتر باشد نوسانی تند تر خواهد داشت و صدای حاصل از آن زیرتر خواهد بود . از میان دو سیم که درازی متفاوتی دارند _وکشیدگی و قطرشان یکسان است )سیم کوتاه تر با زخمه زدن صدایی زیرتر ایجاد می کند . سیم های به نسبت کوتاه ویلون - صداهای زیرتر از سیم های طویل کنترباس پدید می آورند . صدایی که دارای زیر و بم یا ارتفاع معین باشد - "صدای موسیقیای" نامیده می شود . تفاوت زیر و بمی یا ارتفاع دو صدای موسیقیای "فاصله" نامیده می شود . فاصله میان بم ترین و زیرترین صداهایی که یک آوازخوان یا ساز می تواند اجرا کند "وسعت صوتیی" یا به طور ساده "وسعت" نامیده می شود . دینامیک: میزان شدت صدا در موسیقی دینامیک نامیده می شود . به طور مثال هر قدر سیم گیتار شدید تر نواخته شود صدای پدید آمده قوی تر خواهد بود - تعیین دینامیک نیز مانند بسیاری از عناصر موسیقی مطلق نیست . هر صدا نسبت به صدای مجاورش دینامیکی ملایم یا قوی دارد . رنگ صوتی :حتی هنگامی که فلوت صدایی واحد را با دینامیکی یکسان بنوازند نیز صدایشان را از یکدیگر تشخیص می دهیم . کیفیتی که صدای آن ها را از هم متمایز می کند "رنگ صوتی" نامیده می شود . دیرند (کشش) : دیرند یعنی زمانی که هر صدای موسیقیای ادامه می یابد . روشن است که یک آهنگ موسیقی از صداهایی تشکیل شده که غالبا ارزش های متفاوتی زمانی دارند - یعنی بعضی کوتاهتر و بعضی کشیده ترند. امروز اولین بخش تئوریهای موسیقی را در این صفحه قرار میدهیم. فرض ما بر این است که دوستان از موسیقی هیچ اطلاعی ندارند و تازه در آغاز راه هستند ، همانند خود ما در شروع یادگیری موسیقی ! در ضمن این دروس برگرفته از کلاسهای استاد عزیز آقای عباس روشن زاده است که چند سالی در فرهنگسرای جوان و نیز خانه فرهنگ اندرزگو و چند جای دیگر مشغول تدریس هستند . الفبای موسیقی متشکل از هفت نت هست که عبارتند از : Do / Re / Mi / Fa / Sol / La / Si ( فرانسوی )C / D / E / F / G / A / B ( انگلیسی )فاصله بین تمام نت ها یک پرده است بجز دو استثنا : از می تا فا و از سی تا دو که تنها نیم پرده فاصله است . نام نتها در زبان فارسی نیز از نامگذاری هجایی گرفته شده است . note در زبان معمولی به معنای "یادداست" - "نامه غیر رسمی" - "سند" و غیره می باشد و در زبان معمولی - گاه به معنای "شستی پیانو" - "آهنگ" یا "نغمه" و بالاخره در زبان فنی موسیقی "نسانه و علامت" آمده است .حامل : برای اینکه نتهای موسیقی را بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی بکار برده می شود که حامل نام دارد . حامل در ساده ترین و معمولی ترین کار برد خود عبارت است از پنج خط موازی با فاصله های مساوی . حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادن نت های موسیقی است . پنج محل روی خط ها - چهار محل میان خطها - یک محل پایین و یک محل بالای حامل کلید : کلید علامتی است که سمت چپ حامل قرار می گیرد و نام و موقعیت صدای نت ها را تعیین می کند کلید هایی که در موسیقی بکار می روند عبارتند از : کلید سل - کلید دو - و کلید فا چگونگی جایگیری این نت ها روی خطوط حامل به این ترتیب هست که در ابتدای پنج خط حامل کلیدی می آید که جایگیری نت ها را به ما میگوید . سه کلید سل و کلید فا و کلید دو . که البته در ساز گیتار فقط از کلید سل استفاده میشود . اگر کلید سل روی خط دوم قرار گیرد به این معنا است که نتی که روی این خط قرار میگیرد سل نامیده میشود و نتهای دیگر به ترتیب و پی در پی خواهند آمد . آیینه پیل نوعی ساز یک طرفه یا دو طرفه کوبه ای از جنس فلز یا گل پخته شده که با پوست گاو می سازند و بر روی پیل (فیل) قرار میگرفته و شکل طبل یا دهل نیز بوده است . از این ساز ندا دادن سربازان و ایجاد رعب و وحشت دشمن استفاده می کردند . نوع اصلی آن ساختمانی متشکل از یک صفحه بازی که به شکل های دایره - مریع - بیضی - مستطیل و مقید به چهار چوب ساخته می شده و آن مجموعه را به کوهه قیل بسته (قرار داده) و با کوبه ای می نواختند . بزق(بزرگ) از سازهای رشته ای با جعبه ای صوتی شبیه ساز ماندولین - نوعی کوچک از تنبور است که با جعبه صوتی و بیضی شکل فارابی آن را تنبور بغدادی نامیده و امروز نامش بزق است . بر بط - عود "بط" به معنای مرغابی و "بر" به معنای سینه مرغابی و از قدیمی ترین سازهاست که در تمام قاره ها موجود است و نوازنده آن را مانند عود در بغل گرفته و با زخمه یا با شکافه آن را می نوازند . پارسیان آن را رود و اعراب عود نامیده اند .
برخی معتقدند که بر بط از حیره در مغرب فرات نزدیک مدائن و مرکز تربیت شاهزادگان ساسانی و یا از شهری در بلاد به نام باب آمده است و به مکان های دیگر رفته و نامهای عود - مزهر - موتر و کران را بر خود گرفته است . بط را سازی ایرانی الااصل می دانند و نواختن آن را از قدیم در ایران رایج دانسته اند ظاهر آن گلابی شکل بوده که بربط ایرانیان در سده شانزدهم میلادی تبدیل بر بط بزرگی شده با دسته ای تو خالی و با هفت الی نه سیم که سیم های آن را هنگام نواختن می کشند و رها می کردند در نتیجه صدا حاصل می شد و بعضی آن را با مضراب می نواختند . وقتی که بربط ایرانی به عربستان رفت عربها آن را تقلید کرده و تمام ساز را از چوب ساختند و نام عود بر آن گذاردند . به هر حال شواهد گواه آن است که باربد سازنه بربط بوده است و خاصه اجزای آن با واژه های آبزین = کلیدها - گوشیها ابریشم = تار و همین طور خرک - بم و غیره در روایات و تاریخ آمده است .
بشقابک کنایه از بشقاب کوچک نوعی ساز بشقابی شکل و کوچک دسته سازهای ضربه ای (کوبشی) است . از اشیایی چون فلز و چوب ساخته می شود . در واقع نوعی ساز کوبه ای بدون پوست یا روکش است که کوبه یا چکش آن را از جنس چوب - چرم یا دوال است . بشقابک سازی بزمی و شاداب و ریتم آفرین بوده و از دو بشقابک کوچک چوبی است که در ناحیه وسط هر کدام از آنها برجستگی های متعددی برای دستگیره تعبیه شده است .
بیشه(نیشه) از آلات موسیقی چوبی بادی یا نی بادی مورد استفاده شبانان و چوپانها - که نیشه نیز نامیده می شود و عبارت از نایی است مشابه نی که نوازنده همچون نی از آن استفاده می کند . در زبانهای محلی " فیگو " نیز نامیده می شود . پیک از آلات بادی جنوب ایران - نوعی نی لبک کوچک است که بیشتر جنبه بازیچه یا تکنوازی ساده و غیر موسیقایی دارد . لفظ پیک به "قمیش" نیز اطلاق شده است .
تنبک یا ضرب زورخانه ای این ساز که در زورخانه ها و اماکن ورزش باستانی از قدیم الایام نواخته می شده دارای شکلی تقریبا مشابه تنبک بوده با سری به مراتب پهن تر و هیبتی بزرگتر از تنبک معمولی . در قدیم از پوست گاو - گوسفند و آهو برای ساختن آن استفاده می شد . امروزه از پوست بز یا گوسفند استفاده می شود . که البته پوست بز به علت نوع و نازکی آن که دارای طنین صدای بیشتری است ترجیح داده می شود .
از آلات موسیقی کوبه ای - دهل یا طبلی محلی است که در مناطق جنوبی ایران به همراهی سرنا در مجالس و جشن ها استفاده می شود .
چنگ (هارپ) یکی از زیباترین - خوش لحن ترین و کهن ترین آلات موسیقی زهی است . در قدمت و سابقه تاریخی چنگ مطالب بسیاری است . چون مراحل تکامل آن به تدریج و به صورت های مختلف انجام گرفته . نوع ابتدایی آن ملهم از کمان شکارچیان بوده و آن چه از تارها و کاسه صوتی و سیم گیر و غیره اضافه بر نوع ابتدایی اش دیده میشود .نیز گواه سیر تکاملی چنگ در نزد اقوام مختلف است . نوع ابتدایی آن به شکل مثلثی است با تخته ای بلند و میله ای چوبی که به فدم عمودی بر یک طرف تخته نصب شده است . به هر صورت به قول پیشینیان ساخت و اختراع چنگ مربوط به ایرانیان است و طی دوران تاریخی و مراودات شرق و غرب به دیگر منطق رفته و علاوه بر فرم و شکل ضاهری آن تعداد و طول سیمها نیز تغییراتی را داشته در سنگ نوشته های مربوط به بابل و آشور و همین طور در شاهنامه چنگ مورد ذکر بود است . و در دوره های قبل و بعد از اسلام این ساز مطابق با ذوق و فرهنگ خاص اقوام شکل گرفته در تصاویر مربوط به گذشته چنگهای کوچک و بزرگ و با تار (سیم)های متعدد دیده می شود که به دو شکل ایستاده و نشسته دیده می شود و با توجه به مقیاس ابعاد آن با بدن نوازنده می توان حداقل به دو فرم بزرگ و کوچک و نشسته آن پی برد . در نواختن چنگ نوازنده ایستاده و در حالی که چنگ را به گردن آویخته به نحوی که ساز در طرف چپ وی قرار گرفته دیده می شود .
چنگ رابه وسیله وسیله وضرابی از چوب با زخمه و با دست راست نواخته می شود و با دست چپ تنوع اصوات و ریتم را بر عهده می گیرد . نوع اصلی چنگ طبق تصاویر قدیمی و نمونه های موجود مانند قانون با حرکات موزون و سر انگشتان هر دو دست نواخته می شده است . شکل کلی چنگ سه گوش و (با پخهایی در اطراف ) که از مشخصه های قدیمی و ماندگار چنگ بوده و قاعده چنگ که در قدیم به شکل یک تخته سنگ بوده و یه یک جعبه صوتی بدل نموده اند و گوشی هایی که یک سر سیم به آن وصل می شد روی جعبه مذکور قرار داشت و سر دیگر سیم به میله چوبی با استحکام لازم بسته می شد . تعداد سیمها تا عدد افزایش یافته است . درباره کهن ترین چنگ ایرانی به نقش برجسته کوچکی هک شده بر مهری کشف شده از چغامیش اشاره می شود که در آن نقش - نفر سوم از نوازندگان مشغول نواختن چنگ است . امروز به خصوص در ارکسترهای غربی انواع متنوع - شکیل و خوش صدایی از چنگ وجود دارد که در بعضی تعداد سیمها بسیار زیاد و در بعضی طول و ضخامت سیمها متفاوت است و می تواند در ارکستر نقش مشابه پیانو را داشته باشد .
چنگ دوشاخی چنگی دارای محفظه طنینی زیر زه (کمان) و در فاصله دو بازو در دو طرف آن افراشته شده است و هنوز هم در برخی مناطق رواج دارد .
سنتور از آلات زهی موسیقی و مضرابی ایران با سابقه ای بسیار کهن در حجاری های آشور قدیم این ساز دیده می شود و همین طور در نقوش و تصاویر قبل و بعد از اسلام در ایران مشاهده می شود . و بعد ها در قرون وسطی به کشورهای غربی و سایر ممالک راه یافته است . امروز بیش از دها نوع سنتور مانند سنتور عراقی - ایرانی - هندی - فرانسوی - مصری - ترکی - سنتور فرنگی و غیره وجود دارد که هر یک با توجه به فرهنگ وذوق و سلیقه اقوام تغییرات جزئی در شکل و فرم و یا تعداد سیمها داده اند . اما در ایران از سنتور از سازهای محبوب عیلامی ها محسوب شده . سنتور امروز ایران تفاوت چندانی با سنتورهای گذشته نکرده است . شکل کلی آن این طور طعریف شده: سنتور سازی است به گونه منشوری با قاعدههایی به شکل ذوزنقه متساوی الساقین که از جنس چوب گردو ساخته می شود . و بر سطح فوقانی هفتاد و دو سیم کشیده شده که دو سر سیمها به دو وجه جانبی سنتور و به میخک هایی که درون چوب سنتور فرو رفته اند یسته می شوند . بر روی صفحه بالایی دو ردیف نه تایی یا یازده تایی خرک قرار داده می شود که هر چهار تا سیم از روی یک خرک عبور کرده به ضلع دیگر رفته و از روی خرک بعدی عبور کرده به میخک ها وصل میشود . سنتور با دو مضراب چوبی نازک که به شکل عصای نیم پخ ساخته شده نواخته می شود . ابعاد سنتور 90 سانتی متر در کف جلو و ارتفاع 4/5 الی 6 سانتی متر و ضخامت چوب کلاف در دور ساز حدود 1/6 زیری 7 الی 9 میلی متر است . تعداد پل چوبی نازک (مفتول) از داخل صفحه رویی را بر صفحه زیرین نگه داشته و مانع تاب برداشتن صفحه رویی می شود .
در سمت راست سنتور گوشی ها قرار دارند که از جنس فلز فولاد بوده و سیمها بعد از تابیدن به دور آن از روی خرک ها عبور کرده و به میخک های دیکر سنتور وصل می شوند . از دیگر قطعات سنتور شیطانک - مفتول شیطانک و سیمهای زرد و سفید می باشند و همین طور بر صفحه رویی با فاصله معیین از لبه ها دو سوراخ به شکل گل شش پر و با قطر حدود 5 تا 5/5 سانتی متر زده شده که برای جلوگیری از خفه شدن صدا و اصطلاحا صدای شفاف این گلها بر روی صفحه سوراخ می شودند . سنتور به دلیل محدودیت های صوتی و همین طور مدگردی نارسا در ارکسترهای بزرگ کاربرد چندانی ندارد اما به صورت تک نوازی و یا اجرا در ارکستر کوچک سازی یسیار شیوا و دلنشین است . موسقی هنری است که از تنظیم و ترکیب اصوات خوش خلق میشود و زیبائی و جذابیت آن بر حسب اثری که در روح و ذهن شنونده می گذارد سنجیده میشود.داستان موسیقی قصه ای طولانی اما دلنشین است.در طول تاریخ و نزد ملل مختلف جهان موسیقی که هنر پرورش روح و اغنای احساسات و روحیات لطیف و در عین حال شاد و یا رنج دیده هر قوم است.... به گفته هگل : "موسیقی به حد اعلا هنر احساس است." موسیقی در واقع احساسات و عواطف را صدادار میکند.آنجا که بیان و زبان عاجز است. موسیقی آغاز می گردد چون موسیقی یک بلاغت موثر روحی است که کاملا زبان حال دل سر گشته ی شیدایی انسان است.بیهوده است اگر بخواهیم به وسیله کلمات احوال هیجانها و شور و شعف بر انگیخته از موسیقی را بیان کنیم.موسیقی یک زبان بین المللی است برای ابراز تمنیات و آرزوهای نهفته و آشکار دلها... خاطرات شاد و فرح بخش و دوره های غم انگیز گذشته همه ئ همه دست به دست یکدیگر داده و موسیقی دوره های مختلف اقوام را شکل می دهند.از سوی دیگر چون تمدن ها و فرهنگ ها یکسره در طول تاریخ درگیر و حشر و نشر با یکدیگر بوده اند بدهی است که ادغام هنری و تلفیق فرهنگی که حاصل این نزدیکی و مباشرت بئده و به وجود می آید و موسیقی به عنوان جلوه ای بسیار حساس ظریف و زود رنج از این فرهنگ ها بزودی رنگ و بوی روز و روزگار را به خود گرفته است.در یک قضاوت معمولی درک زیبائی ملودی های موسیقی تنها حسی است چرا که به محض شنیدن قطعه ای تصور خوب و بد یا زشتی و زیبائی حاصل میشود.اما قضاوت حسی افراد در اثر حسی به او دست مس دهد متفاوت است.در حقیقت باید گفت که زیبائی دیگری نیز وجود دارد که آن تنها حسی نیست بلکه به کمک فکر و تجربه و تحلیل عوامل زیبائی ساز خصوصا در موسیقی درک میشود.و این نوع زیبائی شناسی حظ سمعی که غالبا قضاوت پایداری را به وجود می آوردزیبائی واقعی هنری است. اینجا مفهومی مطرح میشود که تحت عنوان اصول و یا قواعد موسیقی و زیبائی شناسی صوتی بیان میشود.اگر ما پذیرفته باشیم که حظ حسی و ذهنی همزمان بسیار کاملتر و والاتر از لذت بکسویه و سطحی از هنرها و طبعا موسیقی است.پس فلسفه حفظ و بیان تفکرآمیز آن نیز مشروع میشود. هر اثر موسیقی مانند هر هنر دیگر تابع قواعدی است هر چند که این قواعد پیوسته در هر زمان و تابع شرایط رئحی و فرهنگی هر محیط تغییر پذیر است پس برای درک زیبائی هر اثر موسیقایی باید اصول هنری راکه هنرمند در راه و رسم خود پیش گرفته را جستوجو کرد و با توجه به این اصل در نکات فنی همراه با نکات حسی و زیبائی آنتحقیق و تفحص نمود. به هر طریق در تحقیق و تشخیص علمی زیبائی موسیقی حال به هر شکل آن (چه موسیقی غربی و چه موسیقی شرقی و یا موسیقی سنتی ایران) دو نکته عمده جای تامل دارد. ابتدا شناخت و تسلط بر اصول و قواعد حسی و فکری موسیقی است که به تفسیر خواهیم گذاشت و دوم در واقع تمایل عاطفی یا میل درئنی برای شنیدن و محفوظ شدن از موسیقی میباشد.... موسیقی پاپ - سبک و نوع خاصی در موسیقی است . این موسیقی "مردم پسند" و "باب طبع روز " از دیدگاه برخی کارشناسان موسیقی تحت تاثیر و برگرفته از موسیقی غرب است و با موسیقی اصیل و سنتی کشور ما هیچ تجانس و نزدیکی ای ندارد . شاید بهتر باشد قبل از ورود به مبحث "موسیقی پاپ ایرانی" نگاهی داشته باشیم به چگونگی شکل گیری موسیقی پاپ آمریکایی - موسیقی ای که بعضی ها آن را مادر موسیقی سیاهپوستان آفریقایی تبار این کشور است . یکی از مهمترین ویژگی های موسیقی پاپ آمریکایی - ترکیب بندی جدید از سازهای آن است که به صورت ترکیبی به ظاهر نامتجانس اما جذاب - اجرا می شود . ترکیب هایی نظیر "پیانو - بانجو - ساکسیفون - گیتار - ویلون و طبل های جاز . در اوایل قرن بیستم میلادی - تحئلات دیگری در عرصه موسیقی آمریکا به وجود می آید . به این صورت که ابتدا نمایش های تمام موزیکال - به وجود می آید . این نمایش ها شامل تولیدات بزگ صحنه ای بود و ضمن اجرای نمایشنامه - موسیقی - رقص - آواز و شوخی های کلامی به روی صحنه می رفت . مجموعه ای از این عوامل - همراه با رواج یافتن صفحات گرامافون - سبب شد تا اولین نت های موسیقی ای که امروز آن را "پاپ " می نامیم شکل بگیرد .برای این نوع موسیقی سه ویژگی مهم قابل ذکر است : 1- ملودی های ساده و کوتاه مرتب . 2- برخورداری از هارمونی ساده 3- برخورداری از ریتم های به تدریجتند شونده . زمانی که موسیقی سیاهپوستان آمریکایی رواج یافت - شاخه ای دیگر به وجود آمد تحت عنوان "موسیقی جاز" که ادامه دهنده منطقی موسیقی سیاهان است . بعد از پایان جنگ جهانی دوم نیز شاخه ای در موسیقی جاز شکل گرفت که "بلوز"نام داشت . "بلوز" یکی از مهمترین اتفاقاتی است که در عرصه موسیقی آمریکا روی داد که بعد ها در اروپا و دیگر کشورهای جهان نیز تاثیر خود را به جا گذاشت . از سال 1995 نوع تازه ای در موسیقی آمریکایی به وجود آمد که با عنوان موسیقی "راک" از آن یاد می کنند. این نوع موسیقی که پیوند نزدیکی با موسیقی "پاپ" است - حرف تازه ای را مطرح می کند - ریتم را به شدت هیجان انگیز می کند و در عین حال از حیث اشعار ترانه ها وارد حیطه های عاطفی و عاشقانه می شود . این امر باعث شد که نسل جوان شیفته این نوع موسیقی شود . به طوری که می توان گفت موسیقی پاپ آمریکایی امروز همان است که از موسیقی راک گرفته شده است .بع از این دوره گروهای موسیقی بدنبال یرقراری ارطباط آسان با مردم از طریق این نوع موسیقی شدند . از مشخصات موسیقی دهه پنجاه به بعد تا نیمه دهه شصت میلادی - سادگی - ملودی های تکرار شونده - تنوع ریتم و ترکیبات تازه تر سازهاست . جدای از این - این نوع سبک و اجرا از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه بود و در هر جا و مکانی امکان استفاده از آن مهیا بود . در واقع از نیمه دهه 1950 به بعد - شاهد دگرگونی اساسی موسیقی پاپ آمریکایی بوده ایم که این امر به نوبه خود تاثیر شگرفی بر اروپا و تمام دنیا و از جمله ایران - گذاشته است . امروز" موسیقی پاپ" به موسیقی "مردمی " ترجمه می شود که ترجمه غلطی است - چرا که اصولا این نام "پاپ مزیک" ریشه ای قدیمی دارد و به قرن نوزدهم میلادی و سال 1880 باز می گردد . این اسم عمدتا اشاره به نام محله ای است در نیویورک و نوع موسیقی خاصی که در این خیابان توسط افرادی خاص اجرا می شده است . شاید بتوان شروع فعالیت موسیقی مردم پسند ایرانی را آغاز دوران مشروطیت (95 سال پیش) عنوان کرد . دورانی که مردم سرودهای ملی و تصنیف های عارف (شاعر ایرانی)را در کوچه و خیابان می خواندند . این نوع موسیقی بر اساس موسیقی سنتی ایران شکل گرفت و ریشه دوانید . با تاسیس رادیو ایران در سال 1319 شمسی - تصنیف ها ضمن این که همچنان برگرفته از دستگاهای موسیقی سنتی است - ریتم ها تندتر و جذاب تر می شوند . این موسیقی به حدی نزد مردم به جذابیت و محبوبیت دست یافت که تدریجا به فیلم ها و سینماها نیز راه پیدا کرد . بعد از این شکل اجرا - در دهه 1340 شمسی - در رادیو و سپس در سطح جامعه - نوع تازه ای از موسیقی مردم پسند به وجود آمد که ترکیب سازهایش شنتی و ارکسترال معمولی نبود . در این دوره است که سازهایی مثل آکاردئون - طبل های جاز و گیتار وارد گروهای موسیقی می شوند . از این دوران به بعد نوع دیگری از موسیقی آغاز به کار می کند که به موسیقی پاپ غربی متمایل تر است تا به نوع موسیقی سنتی و اصیل ایرانی . در فاصله نیمه 1340 تا سال 1357 که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید - موسیقی پاپ ایرانی غالب ترین نوع موسیقی در کشور ما بود . در کنار این موسیقی - نوع سنتی و اصیل نیز به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی اولین گروه از هنرمندان ایرانی که از کشور خارج شده و عازم آمریکا شدند - همان کسانی بودند که در عرصه موسیقی پاپ فعالیت داشتند . این افراد طی بیش از دو دهه گذشته عمدتا با تمرکز دادن فعالیت های موسیقی خود در شهر لوس آنجلس آمریکا - نوع موسیقیی "پاپ ایرانی لوس آنجلسی " را تشکیل دادند . نوعی موسیقی که همچنان به حیات خود ادامه می دهد و موافقان و مخالفان خودش را دارد . از سال 1357 تا سال 1363 - که کشورمان دست خوش انواع حوادث ریز و درشت سیاسی و اجتماعی بود - جریان و نشانی از موسیقی پاپ ایرانی وجود نداشت . اما از سال 1363 به تدریج رگه هایی تازه از موسیقی پاپ نمایان شد . محل ظهور این موسیقی نیز در فیلم های سینمایی تولید شده در آن سالها بود . فیلم "تاراج"که در سال 1364 به نمایش در آمد - احتمالا اولین فیلم سینمایی در سالهای بعد از انقلاب است که در موسیقی متن آن از موسیقی پاپ و سازهای الکترونیک بهره گرفته شده است . فروش خوب این فیلم و توجه توجه فراوان مردم به موسیقی متن آن سبب شد که رادیو و تلویزیون ایران نیز به تدریج متمایل به این نوع موسیقی جذاب و مردمی شود . اما از آنجایی که سیاست های هنری و موسیقیایی در کشور از مداومت و پایداری لازم برخوردار نیست - خیلی زود جلوی این جریان گرفته شد و کمی بعد به طور کامل از صدا و سیما حذف گردید . بدین ترتیب موسیقی پاپ ایرانی چاره ای جز برگشت به سینما پیدا نکرد و به حیات خود در قالب موسیقی متن فیلم ها ادامه دادو در این زمینه حتی به پیشرفت های قابل توجهی نیز دست یافت - تا آنجا که در مقطعی از تاریخ سینمایی ایران - بیش از سه چهارم متن فیلم ها - در سبک موسیقی پاپ بودند . در واقع - حرکت نوین در موسیقی پاپ ما - هفت یا هشت سال است که آغاز شده است . متاسفانه حیات دوباره این موسیقی در کشور ما - به صورت" تقلید"ی و بسیار پیش پا افتاده بود . اغلب آهنگسازان - خوانندگان و ترانه سراها با تقلید از ترانه ها و خوانندگان مشهور قبل از انقلاب - کار در این عرصه را شروع کردند و هیچ عکس العمل تندی علیه این موسیقی شکل نگرفت - همین امر سبب شد که به تدریج موسیقی پاپ جان تازه ای بگیرد و آهسته آهسته از پیله "تقلید " و "تکرار" بیرون آمده و حرف نو و تازه ای را ساز کند . در طی هشت سال گذشته شاهد به عرصه رسیدن خوانندگان و هنرمندان با قریحه ای در موسیقی پاپ کشورمان بوده ایم . نا گفته پیداست که حمایت و تشویق این هنرمندان جوان و نوپا بکی از وظایف اصلی هر ایرانی علاقه مند به فرهنگ هنر است . موسیقی محلی این نوع موسیقی در بر گیرنده قطعات - آهنگها - آوارها و ترانه هایی است که مربوط به مردم یک منطقه و محل خاص در نزد ملل می باشد که بیشتر در مناطق دور از شهر - روستاها - و حتی تئسط کوچ نشینان وجود دارد مانند مئسیقی محلی لری - گیلکی - کردی و یا موسیقی جنوب که در آنها از یکی دو ساز محدود استفاده مسشود و معمولا تک خوانی یا گروه خوانی روستائیان همراه بوده و اغلب با حرکات نمایشی گروهی همراهی میشود. نغمه های دل انگیز - ملودی های طبیعی و دلنشین و نواهایی بدوی و ساده این نوع موسیقی اغلب ملل جهان امروز - از اهمیت و جایگاه ویژه ای بر خوردار شوده است و اغلب موسیقی دان ها این ملودی ها و مایه های موسیقی محلی را دستمایه ساختن آهنگهای موفق و زیبا نموده اند . موسیقی ضربی - ضرب دار این موسیقی دارای تک مایه های ضربی و پر تحرک است و دارای وزن و ضرب معین است و انواع رقصها - مارشهای نظامی و موزیک های پر ضرب و مهیج در این گروه قرار می گیرند.این موسیقی قابلیت تحرک و تهییج زیادی داشته به نحوی که در مواقع اجرا هر شنونده ای را بر می انگیزد.ریتم شاد و سرزنده و فرح بخش این موسیقی قادر به ایجاد احساسات قوی و پر شکوه و با وقار می باشد. نوع موسیقی ضربی به دلیل خصلتبسیار شاداب و غو زدای خود در ایجاد حس شادی و سرزندگی موثر است . موسیقی سنتی ما بدون ضرب محزون بوده و بر خلاف موسیقی ضربی که برای ایجاد شادی و هیجان و دور شدن از غم و اندوه نواخته میشود - دارای ریتم بکنواخت و غم افزایی بوده . بهترین نمونه موسیقی بدون ضرب انواع ردیف ها و دستگاه های موسیقی آوازی ایران است که این نوع موسیقی به دلیل ماهیت عارفانه و شاعرانه خود (غالب بودن مضمون شعری بر نوع موسیقی ) تفکر بر انگیز و محزون کننده است. موسیقی کلیسایی یا روحانی این نوع قطعات موسیقی بیشتر به منظور ایجاد حس دوستی و شفقت و همینطور حس نوعدئستی - خداجویی و حالات روحانی و معنوی ساخته و اجرا میشود. که در کلیساهای کوچک به صورت تک نوازی ارگ یا پیانو می باشد . در این هماهنگی اغلب تک سرایی یا گروه کر نیز با موسیقی همراه میشوند.نوع اصوات کشیده شده و ممتد - زیر و بم های اصوات موسیقی و گروه کر و همین طور وقار و شخصیت نهفته در صداها همگی در خدمت ایجاد حس روحانی و مهر جویی و مهربانی شنوندگان می باشد . موسیقی مذهبی ایرانی به طور کلی این نوع موسیقی به سه بخش عمده تقسیم میشود : 1-انواع موسیقی و سرود های مذهبی که امروزه باب شده و الهام گرفته از روحیات و خصوصیات مذهبی مردم سازها شروع به اجرا می کنند و گاها خوانندگانی با اشعار و مضامین مذهبی و یا اشعار شعرا و ادیبان مشهور ایرانی موسیقی را همراهی می کنند. 2-نوع دوم و قدیمی تر موسیقی مذهبی و روحانی ایرانی ایران بیشتر به شکل تعزیه خوانی و روضه خوانی - شبیه خوانی - مرثیه های آهنگین - نوحه خوانی و عزاداریها اجرا میشود و در آنها از سازهای محدود برای همراهی خواننده یا خوانندگانی که نقش اصلی و عمده را در اجرای این نوع موسیقی دارند به کار گرفته میشود . 3-انواع تک خوانی بدون ساز که در خواندن مناجات نامه ها - مرثیه ها - اجرای اذان و تلاوت قرآن و قرائت قرآن مجید با آهنگی مطبوع و دلنشین صورت می گیرد و با آهنگ محزون و جدایی این موسیقی سعی در تلطیف روحیه و ایجاد آرامش و روحیات در مومنین و شنوندگان می نماید.
موسیقی دراماتیک انواع موسیقی داستانی و یا نمایشی که بر پایه یک درام تاریخی و غیره و نمایان تر نمودن خط اصلی داستان و درام و ماجراهای نمایشی درست میشود.این نوع موسیقی می تواند از انواع موسیقی سازی - آوازی - ترکیبی - رقصی - سمفونیک و مجلسی باشد که مقدمه یا اراتوریو - موسیقی زمینه و موسیقی متن و موسیقی نهایی ترکیب شود . موسیقی سنتی این نوع موسیقی ریشه در سنت قومی ملتها و تمدنها با فرهنگهای متغیر شده و یا پیشرفته شده دارد. در محور این موسیقی نکاتی چند مانند تداوم اجرای آن برای شنونده همراه با ایجاد جو و فضای تاثیر کننده و حاکم بر شنونده در محدوده قوانین و قواعد تئوریک مدرن و ارائه توسط موسیقی دانان و اساتید حرفه ای که سعی در ارئه تسلط خود به همراه بیان سنن گذشته دارد - مشاهده میشود . تسلط بر مراحل شناخت و اجرای موسیقی سنتی ملل و اقوام مستلزم سالها شناخت - و جمع آوری و بررسی اصول گذشته این هنر است مثل موسیقی سنتی ایران که در مجموعه ای از ردیفها - قوانین اجرایی و تئوریک در قالب آوازی - سازی و درک مفاهیم ابعاد و حرکت ملودی ها و از طریق آواز دستگاها و ردیفها و گوشه ها صورت می پذیرد . موسیقی کلاسیک نوعی موسیقی که در آن عامل زیبایی و تناسب حرف اول را در مقابل بیان احساس می زند و در این مفهوم این موسیقی در مقابل موسیقی رومانتیک قرار می گیرد . در دوره شناسی موسیقی غربی به اسامی مانند موسیقی باستانی قرون وسطی - کلاسیک - رومانتیک -امپرسیونیسم -اکسپرسیونیسم -نئوکلاسیسم و غیره ... بر خوردار می کنیم که مانند ادبیات هر کدام سبک - روش و طریقه خاص اجرا و بیان آثار موسیقیایس غربی است . موسیقی باستانی از بخشهای موسیقی ادواری و تاریخی بخشی شامل موسیقی باستانی ملل میشود که به بررسی موسیقی ملل و اقوام کهن باستانی و فرهنگهای باستانی مانند ایران - روم - هند - مصر - عربی - یونانی تا فواصل قبل از سالهای میلادی و شروع دوره تمدن جدید می پردازد . موسیقی الکترواکوستیک این فرم موسیقی از 1950 میلادی در غرب مرسوم شد. اولین اثرش توسط اشتکهاوزن به اجرا درآمد. موسیقی فوق ذکر را می توان همان موسیقی دانست که در استودیوهای مجهز با دستگاهای خاص صدابرداری و تخفیف - تبدیل یا تغییر و اکوی صدا را ذکر کرد که به طریقه حضور در فضای با اکوستیک صورت می گیرد . موسیقی الکترونیک به وجود آمدن این نوع جدید از موسیقی مرهون ظهور دستگاهای مدرن فوق مدرن صوتی و ضبط اصوات و ژنراتورهای صوتی و سازهایی برقی و سیستم راه اندازی الکترونیک سازها می باشد. در موسیقی الکترونیک آهنگساز - اصواتی را به کمک دستگاهای مورد نظر که تعبیه نموده و در تیزرها- ارگها و گیتارهای الکترونیکی صورت گرفته است.0
واژه موسیقی: لفظ موسیقی از واژهای یونانی و گرفته شده از mousika و مشتق از کلمه Muse می باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب موسیقی یونان باستان می باشد.موز به معنی رب النوع است و مانند پسوند "یک" در کلمات کلاسیک رومانتیک دراماتیک و غیره ... پسوند نسبت و منسئب است اما در لفظ فرانسوی به پیشوند تبدیل میشود مثل :موزیکو- موزیقو و موزیقان یا موزقان و همجنین شکل یافته آن در تلفظ فارسی به مزقان (مزغان) و مزغانجی به معنی موزیک و موزیک چی یا مطرب و نوازنده ساز می باشد. به تعابیر دیگر لفظ موسیقی در اصل به قاف مفتوح و الف مقصوره است که آن را مخففی از موسیقار از واژه های عرب ترکیبی است از (موسی) به معنی نغمه و (قی) به معنی خوش و لذت انگیز ذکر شده. کلمه موسیقی طبق گفته ها از قرن سوم هجری در ایران رایج شده و حکمای قدیمی معتقد بودند که معلول صداهای ناشی از تحرک و جنبش افلاک است. و موسیقی علم تالیف الحان و ادوار و نغمات می باشد.همچنین این واژه به آهنگی که گروهی از نغمات پی در پی و ترکیبی باشد اطلاق میشود. به هر صورت موسیقی را هنر بیان عواطف و احساسات به وسیله اصوات گفته اند و مهمترین عامل آن را صدا و وزن ذکر نموده اند و همچنین صنعت ترکیب اصوات به لحنی خوش آیند که سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد نامیده شده است . ارسطو موسیقی را از شعب علم ریاضی می دانست و ابوعلی سینا نیز در بخش ریاضی کتاب شفا موسیقی را ذکر کرده نموده. به هر طریق موسیقی امروز علم و هنری (ی ا صنعت) وسیع و جهان شمول است که دارای بخشهای بسیار متنوع و تخصصی مانند موسیقی ارکستریک - موسیقی جاز - موسیقی محلی - موسیقی آوازی - موسیقی سازی - موسیقی مذهبی - موسیقی عامیانه - موسیقی معماری - موسیقی الکترونیک و غیره ... میشود.اجرای موسیقی : اجرای موسیقی از جهت روش ارائه بر دو نوع کلی آواز و نوازندگی تقسیم میشود . که در اصطلاح موسیقی سازی و آواسازی گفته میشود. موسیقی آوازی را بر حسب چگونگی اشعاری که آهنگ روی آنها ساخته شده و از منظور اشعار معرفی شده تقسیم بندی می کنند مثل: غزل خوانی - نوحه خوانی - قصیده خوانی - قطعه خوانی و غیره ... . اما نوع دوم از اجرای موسیقی بر حسب نوع - نحوه و تعداد آلات موسیقی که نواخته می شوند صحبت می کنند . موسیقی نظری (تئوریک) : شامل مجموعه قواعد ئ علائمی است که به وسیله آنها ما قادر به ثبت و نوشتن اصوات خاهیم شد و از طریق این علائم و زبان خاص می توانیم اصوات را نظم داده و با یکدیگر ترکیب و تلفیق کنیم . مهمترین فصول مورد بحث تئوری موسیقی شامل : 1-قواعد و علائم نت نویسی و نت خوانی 2-علم فیزیک صدا و صوت شناسی و آکوستیک 3-علم هماهنگی هارمونی و ترکیب اصوات مختلف استوار است که اصطلاح ایتالیایی آن accordu می باشد و بر پایه تلفیق و اجرای همزمان اصوات مختلف استوار است. 4-علم ساز شناسی که خود شامل دو بخش :الف:شناخت ساختمان - ساختار و چگونگی کارآیی ساز ب:نحوه بکارگیری و استفاده از هر ساز می باشد. علوم متفرقه دیگری هستند که اهم آنها عبارتند از آهنگسازی - ارکستراسیون و رهبری ارکستر و همین طور تاریخ نگاری موسیقی - آواشناسی - شناخت مئسیقی محلی و فولکوریک و سایر علوم جدید مربئط مانند : پارتیسیون - کامپوزیشن - فلسفه و ادبیات موسیقایی . آشنایی با علم نتیک موسیقی : پایه و اساس موسیقی کلاسیک و متاخرتر موسیقی ایرانی را نتها و علائمی تشکیل میدهند که به منزله الفبای موسیقی هستند و با یاری این نتها که بر خطوط حامل (قالب در بر گیرنده نتها یا الفبای موسیقی ) تشکیل میشوند و با وسیله این ابزار نوازنده - خواننده و آهنگساز احساسات درونی خود را به وسیله اصوات بیان میکند. و در میان نت سناسی در واقع رکن و اساس مهم یادگیری موسیقی می باشد و برای هر هنر جو به منزله اعداد ریاضی و الفبای فارسی است همانگونه که یک کودک به وسیله حروف و اعداد تحصیل می کن و می آموزد یک هنر جوی موسیقی نیز با نت میآموزد و فراگیری نتها و سایر علائم موسیقی هنر جو را یاری میکند تا پس از مدتی همچون یک محصل موسیقی را یاد بگیرد و همچون نوشتن و شعر گفتن به تصنیف و تنظیم موسیقی و آهنگ قادر شده و بدین وسیله اصوات را ثبت نماید.
موسیقی مصر باستان در مصر باستان مانند اغلب ملل متمدن موسیقی رواج داشته است . آلات و ادوات موسیقی از قبیل چنگ - تنبور - نی - نی مشابه هبوا - نی دو شاخه - بوق و کرنا و سیتار - سنج - طبل و دایره به انظمام چند قطعه کوچک صدا دار که همگی در موسیقی مصری استفاده می شده است . نوعی ساز زهی همانند سه تار ایرانی نیز وجود داشته که دارای سه یا چهار سیم بوده و فرنگیها آن را مادر گیتار امروزی می نامند . اختراع و ابداع یک نوع ارگ ساده و ابتدایی را که دارای لوله های متعدد بوده را به مصریان باستان نسبت می دهند . در واقع تعدادی از سازهای مصری را در نقش های باستانی این تمدن به خوبی مشاهده کرد . موسیقی سومریها بر طبق شواهد و قرائن تاریخی موسیقی مجلسی و موسیقی مذهبی نقش مهمی در انواع مراسم تشریفاتی و آداب و رسوم سومر طرح آن نشان دهنده سازی است که در قسمت پایین شبیه به سیتار هندی است که در قسمت قاعده آن جعبه ای برای انعکاس صدا وجود دارد و نوازنده ای مشغول نواختن آن با دو دست می باشد . در قسمت بالای تصویر نقش برجسته چند نفر قرار دارد که در دست یکی از آنها سازی مشابه سنج قرار دارد و با چکشی مشغول نواختن آن است . افراد دیگر نیز در حال پایکوبی و یا دست زدن هستند . همگی نشانگر محفلی از موسیقی است که در یکی از آئینها شرکت داردند.
موسیقی آسوریها گفته می شود خدایان آسوری دوستار موسیقی بوده اند و آسوریها به همین دلیل در مراسم عبادی و پرستش رب النوع های خود موسیقی های مخصوصی می نواخته اند . آلات موسیقی آسوریها تشکیل می شده از نوعی چنگ مثلثی شکل - یک نوع سیتار 5 تا 10 سیمه و چند نوع نی ساده و مضاعف - بوق و تنبور در آثار نقش برجسته از اقوام آسوری بدست آمده است که در آنها اغلب نوازندگان به صورت تک نوازی و یا در ارکسترهای چند نفره مشغول نواختن می باشد .
تفاوتهای موسیقی شرق و غرب بسیار واضح و طبیعی است که موسیقی ملتهای مختلف از بسیاری از جهات چه از نظر فنی و هنری و چه از حیث اجتماعی و فرهنگی متفاوت باشد.بدین طریق موسیقی غربی با موسیقی شرقی بطور ریشه ای و پایه ای با هم تفاوتهای اساسی دارند و موسیقی کشورهایی همچون المان - فرانسه - ایتالیا و روسیه با اینکه از نظر پایه به هم نزدیک اند از حیث کیفیت و حالت با یکدیگر تفاوتهایی دارند. بطور اصولی گام دیاتونیک و فواصل پرده و نیم پرده پایه موسیقی غربی ( گام بزرگ و اقسام مختلف گام کوچک )است . ولی گامهای ایرانی از 124 فاصله ربع پرده تشکیل می شود . همین مسئله است که موسیقی ایرانی را از موسیقی غربی متمایز و مجزا می کند . اختلاف مهم موسیقی ایرانی با غربی در واقع وجود گامهای متشکل از نیم پرده در موسیقی غرب فواصل ربع پرده در گامهای موسیقی شرقی و حالات خاص هر دو نوع موسیقی می باشد. در حقیقت خاصیت درون گرایی بودن الحان و نغمه های شرقی وعلاوه بر آن خلاقیت بداهه نوازی و حرکات ملودی است که از جمله اختلافات موسیقی ما موسیقی غربی می باشد. در حالی که موسیقی غربی چه به شکل یک اتود کوچک و چه به شکل اجراهای عظیم ارکستری بر پایه اصول و قواعد و اهداف زیبایی شناسانه تصنیف می شود و بدیهه سازی و آزادی تغییر لحن موسیقی شرق جزو کیفیات موسیقی غربی نیست .
موسیقی عیلامیها اقوام عیلامی میز دارای موسیقی خاص بوده بوده اند و مخصوصا در مراسم مذهبی - اعیاد و جشنها از آن استفاده می کردند . آلات موسیقی اصولا بر دو نوع خاص بوده چنگ و نی و طبق قرائن از آلات موسیقی و ضربی و کوبشی نیز سود می برده اند .یکی از سازهای مشهور آنها سازی بوده شبیه به سنتور و بعدها تغییر شکل و فرم یافته به نحوی که با افزودن پدالهایی به طریقی تغییر شکل یافته که به گونه ای اولیه پیانو تبدی شده است . تعدادی نقوش برجسته عیلامی وجود دارد که به خوبی نشانگر موزیسینهای آنها در حال نواختن است . در یکی از این نقوش دسته نوازندگان و سرایندگان دیده می شود . در نقش برجسته دیگر - دسته ای متشکل از یازده نوازنده وجود داردکه هفت نفر آنها مشغول نواختن چنگ (هارپ) هستند - دو نفر مشغول نواختن نی مضاعف هستند و نفر دیگر مشغول نواختن سازی شبیه سنتور می باشد . نفر آخر سازی شبیه ساز ضربی می نوازد . در این تصویر تعدادی زن و بچه وجود نیز دارد که احتمالا مشغول آوازخوانی گروهی و یا تماشا کردن هستند . |
جستوجو در وبلاگ
دوست داشتنيها:
ملودي هاي گيتار
آمار بازديدکنندگان:
آکوردهاي گيتار
کامران هومنِِِ - بگو منو کم داري کامران هومنِِِ - با تشکر از شما رضا صادقي - چرا از من گذشتي بي تفاوت رضا صادقي - داشتم فراموشت مي کردم |